فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
167
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
ندارد . [ از شيراز تا اصفهان ] چون اين بركهها و باتلاقها با اينكه عميق نيستند موجبات قطع و خرابى راهها را فراهم مىكنند ، در جادهها پلهاى عظيم ايجاد كردهاند كه حتى در زمستان كه آب چمنزارها را فرامىگيرد و راه خروج ندارد مىتوان براحتى مسافرت كرد . بانى اين پلها اللهورديخان است چنان كه هرچيز خوب و عظيم ديگر كه در سراسر ايالت فارس ايجاد گرديده است مرهون زحمات اين مرد بزرگ است . تقريبا در نيمه راه اين جاده با فرود آمدن از شيب دشت به رودخانهء بند امير مىرسند كه بستر آن كمعرض و بلكه بسيار تنگ و كنارههايش بسيار بلند است . اين رودخانه بسيار عميق و سرعت آبش زياد است . آبش همچون بيشتر رودخانههاى بزرگ گلآلود اما سالم و گواراست . بطوريكه حاصلخيزى دشت زيبا و پهناور مجاور مديون آن است . حواشى رودخانه را خارستانها و درختان كوچك سرسبز پوشانيده است كه بدان منظرهاى زيبا مىدهند . با اينكه اهالى فارس علاقهء زيادى به تفريح صيد ماهى ندارند در اين رودخانه ماهيهاى مرغوب و لذيذ فراوان است . شهرت بسيار اين رودخانه كه بزرگترين رودخانهء قلمرو فارس و لار است ما را ناگزير مىكند كه دربارهء آن به شرح و بسط بيشترى بپردازيم و آنچه را مصنفان بزرگ باستان دربارهء آن گفتهاند بيان كنيم . كنتكورس « 127 » ، ديودوروس سيكولوس « 128 » و استرابون « 129 » ، اين رودخانه را ارس ناميدهاند . همچنانكه رودخانهء بزرگ و مشهورى كه ارمنستان و آذربايجان را قطع مىكند همين نام را دارد . با اين فرق كه رودخانهء مورد بحث ما بيشتر بجانب جنوب جريان پيدا مىكند و از كوههاى مركزى فارس سرچشمه مىگيرد كه سپاه اسكندر كبير را بين شوش و پرسپوليس به زحمت انداخت . سلسله جبالى كه بين شوشتر و مشهد مرغاب ، دو شهر بسيار مشهورى كه سابقا شوش و پرسپوليس ناميده
--> ( 127 ) Quinte Curce : مورخ لاتينى قرن اول ميلادى و مؤلف تاريخ اسكندر . - م . ( 128 ) Diodorus Siculus : مورخ سيسيلى است كه كتابى در چهل مقاله به زبان يونانى در تاريخ عالم تأليف كرده اما تأليفاتش مورد اعتماد نيست . - م . ( 129 ) Strabon